![]() |
![]() |
|
|
من آن خزان زده برگم که باغبان طبیعت برون فکنده زگلشن به جرم چهره ی زردم |
|
+ نوشته شده در
شانزدهم آبان 1384ساعت 7:16 توسط محمد |
|
|
غزلک ، شکستنت کار کيه؟ اگه تن پس مي زنيم ، حرمت عشق و نشکنيم اگه چاوش نشديم ، به شب شبيخون نزنيم
|
|
+ نوشته شده در
ششم آبان 1384ساعت 10:22 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست نامه آرشیو |
| درباره من |
به سراغ من اگر آمدي براي من اي مهربان
دستمالي سفيد پاکتي سيگار گزيده ي اشعار فروغ و تحملي طولاني بياور احتمال گريستن ما بسيار است... |
| دوستان |
|
آزاده دیانا تارا شمیم ندا رها فرزانه شیدا هیوا همیشه سبز |
|
RSS
|