![]() |
![]() |
|
|
نيمكت سنگي آنجا بود. هوا بوي نم ميداد. آسمان از مسير خط پرنده ها پر بود... چند بار اين آهنگ را زمزمه مي كني كوچك ناپيدا؟ خسته نمي شوي؟ از اينكه صدايت در ابر آسمان گم مي شود غمگين نمي شوي؟ دو صداي ممتد... پاياني كوتاه ... و سكوت! |
|
+ نوشته شده در
بیستم آبان 1385ساعت 10:11 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست نامه آرشیو |
| درباره من |
به سراغ من اگر آمدي براي من اي مهربان
دستمالي سفيد پاکتي سيگار گزيده ي اشعار فروغ و تحملي طولاني بياور احتمال گريستن ما بسيار است... |
| دوستان |
|
آزاده دیانا تارا شمیم ندا رها فرزانه شیدا هیوا همیشه سبز |
|
RSS
|