![]() |
![]() |
|
|
دلتنگ از کنار پنجره گذشتم
دیشب من چنان فیلمی در دور تند از ذهن خسته ام عبور کرد بیهوده برایت میگویم: دیشب هوای بیرون بوی تو را داشت ماه از تو سخن میگفت و ستاره از تو می نوشت دیشب باد آواز تو را میخواند و درختان سر مست رقص تو را تکرار میکردند راستی بگویمت دیشب فاخته هم خواند و دخترک کوچک همسایه گریه نکرد من غرق خیال تو دوره کردم شبها و روزهای گذشته را که چگونه آواز تو را تکرار کنم چه بگویم که غرور کلمه های پیشین تو پنجره را بست و چراغ را کشت وآخر در زیر ملحفه ای گرفتار سرود خواندم که باید گذاشت و گذشت... دلتنگ از کنار پنجره می گذرم با یاد گذشته ای نه چندان دور که پنجره تکرارش کرد امشب پرده را هم میکشم... |
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم اسفند 1385ساعت 19:14 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست نامه آرشیو |
| درباره من |
به سراغ من اگر آمدي براي من اي مهربان
دستمالي سفيد پاکتي سيگار گزيده ي اشعار فروغ و تحملي طولاني بياور احتمال گريستن ما بسيار است... |
| دوستان |
|
آزاده دیانا تارا شمیم ندا رها فرزانه شیدا هیوا همیشه سبز |
|
RSS
|