تبليغاتX

سخنی با تو - سایه
از خانه بیرون می زنم و می دانم 

یک روز دیگر باید این سایه را به دنبال خود بکشم

دوستی که تکلیفش را با من روشن نمی کند

روز می آید و

شب می رود

نمی دانم

لابد به من حق می دهی که بخواهم ، همیشه شب باشد

تو هم که آفتابی نمی شوی

+ نوشته شده در  نهم شهریور 1386ساعت 0:43  توسط محمد |